جهانی ازعشق

مطالب عاشقانه

گفتی می خوام بهت بگم همین روزا مسافرم


«باید برم» برای تو فقط یه حرف ساده بود



کاشکی می دیدی قلب من به زیر پات افتاده بود


شاید گناه تو نبود، شاید که تقصیر منه



شاید که این عاقبتِ این جوری عاشق شدنه


سفر همیشه قصه رفتن و دلتنگیه


به من نگو جدایی هم قسمتی از

زندگیه


همیشه یک نفر میره آدم و تنها می ذاره



میره یه دنیا خاطره پشت سرش جا می ذاره


همیشه یک دل غریب یه گوشه تنها می مونه


یکی مسافر و یکی این وره دنیا می مونه


دلم نمیاد که بگم به خاطر دلم بمون



اما بدون با رفتنت از تن خستم میره جون


بمون برای کوچه‌ای که بی تو لبریزه غمه


ابری تر از آسمونش ابرای چشمای منه



بمون واسه خونه‌ای که محتاج عطر تن توست


بمون واسه پنجره ای که عاشق دیدن توست


نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢٤| ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

گوش بسپار به صدای من

نگاه کن به چشم های من

باور کن عشق مرا

تکرار کن دوستت دارم را

بگیر دستهای سرد مرا

پناه بده با آغوش گرمت مرا

فکر کن به رویاهای من

تو نیز در آن پیدایی

به فاصله ها بنگر

ناتوان شدند از جدایی یادت

تنهایی را دوست بدار

چون هر دویمان تنهاییم مثل هم

بیا برای عشقمان دعا کنیم

تا جاودانه حکم فرما باشد بین ما
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢٤| ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

میون این فاصله ها بودن تو یه نعمته

حتی اگه یه شب باشه سفر با تو غنیمته

شب سفر یه حادثه ست برای تو برای من

یه فرصت بدون شک واسه دوباره پر زدن

آخر این جاده کجاست عبوره یا رسیدنه

حتی دروغ ولی بگو که این شبا مال منه

تو این غریبی مدام حرفاتو باور میکنم

تو دست بارونی عشق خستگیمو در می کنم

خاطره ای به رنگ شب نشسته رو ترانه هام

یه لحظه خاکستری ازون سفر مونده برام

خاطره ای به رنگ شب نشسته رو ترانه هام

یه لحظه خاکستری ازون سفر مونده برام
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢٤| ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

کاش میشد عشق را تفسیر کرد



خواب چشمان تو را تعبیر کرد



کاش میشد همچون گلها ساده بود



سادگی را با تو عالمگیر کرد



کاش میشد در خراب آباد دل خانه احساس را تعمیر کرد



کاش میشد در حریم سینه ها عشق را با وسعتش تکثیر کرد
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢٤| ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

چقدر سرودنت را دوست دارم.........

سرودن از خوبی هایت ...  آرامشت ....   نگاهت....      لبخندت........

بی اختیار قلم را در دست میگیرم و تو را در دفترم می سرایم...

به تو فکر میکنم.......

هر روز از تو ترانه ای میسازم و آن ترانه زیباترین ترانه ی دنیا میشود........

چه آهنگ دلنشینی دارد و چقدر زیبا سروده شده است این ترانه.....

وقتی میخوانمش آرامش عجیبی پیدا میکنم.........

در حقیقت این من نیستم که تو را می سرایم.....

 تو خود در واژه هایم مینشینی.....

 تو خود قلم مرا به سرودن از خودت وسوسه میکنی.......

 تو خودت وزن و قافیه ی ترانه ام میشوی و اختیار تک تک واژه های این ترانه را در دست میگیری..........

ساده بگویم.........

 تو خود،خودت را می سرایی..........


دوستت دارم...........

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۱| ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

حسرتِ خیره شدنِ چشم هایت

به دلِ مردُمَکانَم مانده ست!

دیگر پِلک های نمناکم

توانِ ایستادن ندارند!

می ترسم!

می ترسم

از فراقِ نگاهت

در آغوشِ هم بمیرند!

و

برکه ی آرِزوهایم

بخُشکَد!؟

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۱| ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

همان شبان ِ عاشقم

سینه چاک و ساکت و غریب

بی تکلّف و رها

در خراب ِ دشتهای دور

ساده و صبور

یک سبد ستاره چیده ام برای تو

یک سبد ستاره

کوزه ای پُر آب

دسته ای گل از نگاه ِ آفتاب

یک رَدا برای شانه های مهربان تو!

در شبان ِ سرد

چارُقی برای گامهای پُر توان ِ تو

در هجوم درد...

من همان بلال ِ الکنم ، در تلفظ ِ تو ناتوان

وای از این عتاب! آه....

Animated wallpaper, screensaver 240x320 for cellphone

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۱| ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

نمیدانی

چطور گیج می شوم

وقتی هرچه می گردم

معنی نگاهت

در هیچ فرهنگ لغتی

پیدا نمی شود ... !
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۱| ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

لیزی جاده چه خوب

بهانه است برای فشردن دستانت

ومن چه ساده به اعتبار آن دو زمین می خورم

و آنگاه که منو تو در چشمان یکدیگرخیره می شویم

تو چه زیبا خودرا در بلورهای سرازیر شده

از چشمم که از سر شوق است می بینی ولبخند میزنی

وهمین لبخند توست که مرا آشفته

ادامه را ه عشق با تو را کرده است...

دیوانگی آن لحظه ها را با هیچ آرامشی عوض نمی کنم

چراکه زیبایی عشق در دیوانگی آنست...

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۱| ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()















قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت