جهانی ازعشق

مطالب عاشقانه

زن که باشی،حریص می شوی، حسود می شوی،

به کم قانع نیستی،می خواهی به تمامی از آن تو باشد،

می خواهی آن عطر مردانه تنها برای تو باشد،

تنها تو ببویی،

دیوانه ایی و تمام دیوانگی ها را از بَری،


می خواهی شهرزادی باشی تک شهریار،

می خواهی تمامی قصه ها را تنها گوش او گوش باشد.

می دانی زن که باشی باید صبور باشی،درد بکشی،


مدارا کنی،بغض خفه ات کند و تو لبخند بر لب داشته باشی،

باید بغض ها را خاک کنی.

اما می دانی رفیق،زن که باشی گاهی دلت می خواهد دخترکی باشی عبوس و بهانه گیر،


گریه کنی،فریاد بزنی و هر چیزی دَم دستت بود را پرت کنی،


اشک بریزی بی بهانه،به هر بهانه،

نگران نباشی که چشم هایت قرمز شده،سایه چشمت خراب شده، ریملت می ریزد،لکه اش به روی

پیراهن او می ماند،

رد اشک کرم پودرت را خراب می کند.

ساده باشی،بی ادعا،


می دانی محبوبم همیشه گریه یک زن از این نیست که چیزی دلش را شکسته،یا از حرفی یا کاری

رنجیده،


گاهی تنها برای این است که تو صدایش کنی،در آغوشش بگیری و او بی دفاع،دلش بلرزد،

قلبش تند تر بزند،


نفسش به شماره بیافتد،سرش را روی سینه تو بگذارد و با ضربان قلب تو آرام بگیرد

و بداند تنها یک مرد در این دنیا هست که کافی است پای او در میان باشد،

کافی است تو بگویی و او بشنود که دوستش داری،


لعنتی حالا که اینها را دانستی آغوشت را باز کن،


بهشت یعنی این که تو دستتت را به سمت من دراز کنی،

مرا به سمت خودت بکشی و در آغوشت نگه داری،

بهشت اینجاست و می توان در این لحظه مُرد.

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۸| ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

گُفتـﮧ بودَم که اَگَر بوسـﮧ دَهـے تُوبـﮧ کُنَم بَعد اَز این بوسـﮧ دگر هیچ گناهـے نَکُنم بوسـﮧ دآدے چُو لَبَم اَز لَب تُو تآ بَرخآست تُوبـﮧ کَردَم که دگر تُوبـﮧ ے بیجآ نَکنُم

 


نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۸| ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

زندگی باید کرد... روزگارا که چنین سخت به من میگیری ... با خبر باش که پژمردن من آسان نیست ... گرچه دلگیرتر از دیروزم ... گرچه فردای غم انگیز مرا میخواند ... لیک باور دارم دلخوشی هام کم نیست ... زندگی باید کرد...

http://cloob.me/i/attachments/1/1348307011146999_orig.jpg

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۸| ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

دلم می سوزد دلم برای تمام آرزوهای مدفون شده زیر آوار های بیچارگی می سوزد برای آرزوهایی که روزی با رویا پدید آمدند با امید بزرگ و با واقعیت کشته شدند دلم برای تمام آرزوهای آبیم که حالا فقط تلی از خاکستر سیاهند می سوزد اما ملالی نیست من دیریست به نابود شدن آرزوهایم عادت کرده ام

http://0000.4.img98.net/out.php/i56431_the-moment-silhouette-win62d-h.jpg

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۸| ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

تمامی سدها را به بهانه تو خواهم شکست

تمامی راهها را هموار خواهم ساخت

به بهانه تو

دردم را گریه هایم را حبس می کنم در وجودم

به بهانه تو

تو را ، عشقم را ، قلبم را دوست دارم

و با تو همه ترانه ها را خواهم سرود


نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۸| ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

هر آهنگی که گوش میدهم به هر زبانی که باشد بغضم را میشکند … نمی دانم بغضم به چند زبان زنده دنیا مسلط است …


نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۸| ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

باران بهانه ای بود که زیر چتر من تا انتهای کوچه بیایی.
کاش نه کوچه انتهایی داشت و نه باران بند می امد.

Www.MyPix_.Ir-316.jpg
نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۳| ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

شیطان را گول می زنم

که گول ِبزند لب هایت را

ببین

برای بوسیدنت
دست به چه کارهایی می زنم ...
نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۳| ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

این روزها ،


"بغض" دارم،

" گریه" دارم،

تا دلت بخواهد،

" آه" دارم ...

ولی بازیگر خوبی شده ام
  می خندم !!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۳| ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()















قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت