جهانی ازعشق

مطالب عاشقانه

رفتنت نمکی بود بر همه ی زخم هایم....

من از همه ی دنیا یکی تو را داشتم یکی خدایم را...!!!

از سرکوفت هایی که شنیدم بگویم؟

میگویند کجاست آنکه بر سینه میزدی سنگش را....

میگویند الآن با دیگریست...!!

برگرد همه دنیا را غافلگیر کن.....

"من حتـــــــــــی با خداهم شرط بسته ام"....!!!!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱۱| ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

○°• رد پاهایمـ را پاکـــ می کنمــ

○°• به کسی نگوییـد

○°• من روزی در این دنیا بودمــ

○°• خـُـدایــــــــا

○°• می شود استعـــــفا دهمـ ؟!

○°• کمـ آورده امــ ...!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱۱| ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

تـَرڪـَتــْــ مـے ڪـُنـــــَم وَ تـَنـهایـَتــْـ مےگـــ ـُـذارَمـ

تـآ بـیـــش اَز ایـن اِنـِرژے اَتـــــ را صـَرفـــــ نـَکـُنــــــ ـے بـَراےِ

صـــادِقـانـــِِ دروغــ گـُفتــ َــن

خـالـ ـِــصـانـﮧ خـیـانـَتـْــــ ڪـَردَن

وَ عــاشــِــقــانــﮧ بـے وَفایـــــے ڪَردَنـــ

وَ چـﮧ حـس پــوچـــــے بــود ڪﮧ مـے پـنـداشـــتـمـ

لـایــــِق اِعْتـِمــــادے !!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱۱| ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

گرما یعنی ...
نفس های تو،
دست های تو،
آغوش تو ...!
من به خورشید ایمان ندارم!!!
و باز هم سه نقطه های بی پایانِ من...

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱۱| ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

مهربانم
دیگر نگران تنهایی من نباش

این روزها
دل خوش به محبت غریبه ای هستم
و فانوسی که گهگاه تو برایم روشن می کنی

بیاندیش به بادبادک های بر باد رفته
و کوکانی که پشت چراغ های قرمز
به جای بادبادک معصومیتشان را به باد می دهند

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱۱| ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

نمی دانم تا کی می توانم

دست خطم را شبیه این فونت ها کنم

یا احساسم را شبیه این شعر ها...این حرف ها

نمی دانم...

نمی دانم تا کی می توانم

دم از هوایی بزنم که ابری نبود

دم از فصلی بزنم که پاییز نبود

دم از تویی بزنم که هیچ وقت..

هیچ وقت عاشق نبود

نمی دانم تا کی می توانم

مرد ِ ته فنجان م را

شبیه تو فرض کنم...


این سطرها شعر نیست

این سطرها حرف نیست

این دختر نشسته رو به روی ِ تو

هیچ وقت شبیه من نیست....

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱۱| ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

در لجبازی های تو ،گم شد غرورم


در دلتنگی های تو، گرفته شد شهامتم


در تنهایی و نهایت اندوه  تو


و بازی  تلخ  زندگی تمام شد شجاعتم


رفتی!  و شب جاده ها بی عبور شد


چون بید مجنون شکسته  شد قامتم


دریغ و درد از زمانه ی ناسازگار


حتی برای درد هم درمانده شد طاقتم


دیگر به آمدنت هم امید نیست


رفتی ! خدای من نیست شد اجابتم

 


 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱۱| ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()

دل تنگی ام را با فاصله می نویسم!


تا شاید فاصله ای بین دلم و تنگی بیفتد!


چه خیال خامی...


این مدار فاصله، مورب است...


چندی کـه بگذرد،


دوباره می شود :


" تنگی دل"
کوتاه شود
نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٩| ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ| توسط آتـــــــــنــــــــــــا| نظرات ()















قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت