جهانی ازعشق

مطالب عاشقانه

فراسوی تمام پوچی های روح بیمارم

در انتهای نگاه پژمرده ام

و درعمق قلب نگرانم

باز هم تو پیدایت می شود

تا تمام احساس گم شده ام را بیابم

چقدر دیر به دیر میایی و وجودم را تیمار می کنی

و چه زود می روی

هان!نه تو دیر می آیی و نه تو زود می روی

همیشه هستی و روح بیمار من تو را می سپارد به نداشته هایی که دارم

به ندانسته هایی که می دانم

به نخواستن هایی که می خواهم

و تو همیشه هستی

و همیشه می مانی

ومن همیشه باز میگردم به سمتی که می تراوی

و من...
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٢٩| ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ| توسط گلسا| نظرات ()















قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت