جهانی ازعشق

مطالب عاشقانه

یادش بخیر
یادش بخیر ان روز ها
که شبنم نگاهت را
از روی برگ ها می چشیدم
و شمع وجودم با نفس هایت جان می گرفت
.
و یادش بخیر ان شب ها
که خورشید قدم هایت راه را برایمان گل می کرد
و می رفتیم تا افق ابدیت
سینه خیز
.
غروب جمعه را یاد داری
کنار ساحل دلگیر عصر
دست هامان را به دریا سپردیم
اما...
ماهی دلم در دستم
لغزید
و رفت که رفت
.
واکنون تو با خدا افطار می کنی
و من?!
و من هر لحظه گرد و غبار تبسمت را
ذره ذره پاک می کنم
.
یادش بخیر ...


نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٩| ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ| توسط گلسا| نظرات ()















قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت