جهانی ازعشق

مطالب عاشقانه

 




بسته ای بار سفر
کوله بارت بر دوش
چمدانت در دست
نگهت خیره به راه.... قصد رفتن داری
چه بگویم به تو من؟؟
می توانم به تو گویم که: " نرو"...این خوشایند نیست
:"هر چه می خواهی بکن" .. خالی از احساس است
می توانم بزنم نعره:" بمان"...چه تحکم آمیز!!!
:" می توانی بروی"... بی تفاوت حرفی ست.
می توانم به تو گویم:" گر روی، چون گل تاخته به روی طوفان، از غمت خواهم مرد.. بی تو خواهم پژمرد" ...اما، تو که باور ننمایی سخنم
خود بگو!!!...خود بگو با تو چه گویم؟
به چه حالت به زمانی که مرا ترک کنی، از غمت یاد کنم..وز تو فریاد کنم؟
خود بگو...
با تو چه گویم که خوشایند تو باشد.. نه تحکم آمیز، خالی از احساسات، بی تفاوت نیز هم....
خود بگو با تو چه گویم؟
 
بسته ای بار سفر
کوله بارت بردوش
چمدانت در دست
نگهت خیره به راه...قصد رفتن داری..
" دست حق همراهت....خیرت پیش"
اما نه.. نه..لحظه ای صبر نما
فکر من مغشوش است...جملاتم مبهم
خود بگو با تو چه گویم؟......تو بگو
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٢٠| ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ| توسط گلسا| نظرات ()















قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت