برای دلم، گاهی مادری مهربان میشوم


دست نوازش بر سرش میکشم


میگویم: «غصه نخور، میگذرد …»


برای دلم، گاهی پدر میشوم


خشمگین میگویم: «بس کن دیگر بزرگ شدی ….»


گاهی هم دوستی میشوم مهربان


دستش را میگیرم میبرمش به باغ رویا …


دلم ، از دست من خسته استـــــ

/ 2 نظر / 4 بازدید
وحيد قوام

طفلي دلتون حق داره خوب... وبلاگتون زيباست...تبريک ميگم...

میترا

غصه نخور.دل منم ازم خسته شده.مونده چجوری باید باهام بسازه.فعلا که آتش بس اعلام کردیم...[قلب] راستی چه لاوی ترکوندی تو پس زمینه ات.قشنگه.من دفعه اولیه که میام وبت:)))