تو چرا گریه می‌کنی؟

دوری تاریک است و گس

سهم خود را از آن میپذیرم

تو چرا گریه می‌کنی؟

دستم را در دست خود بگیر

و بگو که در یادم خواهی بود

قول بده سری به خواب‌هایم بزنی

من و تو چون دو تیکه از یک قلب

دور از هم

جدا از همیمو

به امید دیداری....

آرزویم اما این است اکنون

که عشق خود را

با ستاره‌های نیمه‌های شب

به سویم بفرستی . . . .

ای خوب
/ 0 نظر / 47 بازدید